نفسم ایلین
خاطرات و عکس های دخترم ایلین
خدای مهربان من ! تو از عمق تمنای من ! تو از عمق نیاز من آگاهی !... ای بی کران مهربان... عاجزانه و ملتمسانه از تو میخواهم همراه کودکم باشی... در لحظه لحظه زندگی اش بهترین ها را به او هدیه کنی تو را سپاس برای تمامی مهربانی ها و نعمتهایت ! تو را سپاس برای همه ی عشق و محبتت ای نازنین یگانه. بی نهایت سپاس خدای من ! من ..................! چشم براه لحظه ای هستم که تو را مثل همیشه سپاسی ژرف بگویم و بیش از پیش ایمان بیاورم که تنها دستان پر قدرت توست که هدایت میکند زندگی مرا ! منی که تنها امیدم همیشه مهربانی تو بوده ! www.aylintopolo.niniweblog.com............خوشحال میشم سر بزنید ایلین خانمم خیلی شیطون شدی الان دیگه اگه رو مبل چیزی باشه خودتون تشریف میبرین بالای مبل و برش میداری دیگه اصلا نمیشه تنهات گذاشت خودت میری رو تخت و مبل و ...خدانکنه کسی بره حمام سریع میری دم در حموم وایمیسی گریه میکنی که تورو باخودش ببره حمام عاشق اب بازی هستی.... ایلینم عاشق سرک کشیدن تو کیفی خونه زندگیم یه دقیقه از دستت در امون نیست الانا وقتی بهت میگیم الو کن گوشیو میگیری میگی الو کیه و شروع میکنی به زبون خودت حرف زدن کودک زیبایم ...عزیزتر از جانم و نیمه ی وجودم....همنفس و همصدای تماملحظه های من .. .ایلینم شب 24 ام دی اولین قدم های زندگیشو برداشت. شب 24ام همه داشتیم فیلم نگاه میکردیم که دیدیم ایلین بدون هیچ کمکی برای چند دقیفه وایستاده مامان جون رفت جلوش بهش گفت ایلین بیا دختر نازم 4 5 قدم برداشت و افتاد بغل مامان جون من و خاله ها خیلی ذوق کردیم تمام لحظه ای زندگی من با وجود تو شیرین و لذت بخشه...زندگی ام بدون خنده های تو دیگه معنی نخواهد داشت....
دوستت دارم به اندازه تمامی فطره های باران و تمامی ستارگان اسمان و تمامی دنیا سلام نفسم.خیلی شیطون شدی مامانی توی تمام اتاقا چهار دست و پا میری و هرچی روی زمین باشه میزاری دهنت بهت میگیم تو دهنت چیه ایلین دست میزاری از تو دهنت در میاری بهم نشون میدی دوباره میزاری دهنت انقدر این کارو جالب انجام میدی دلم می خواد بخورمت.... مامان جون برات تاب خریده خیلی دوست داری وقتی تابت میدیم ما که میگیم تاب تاب تو میگی گ گ گ ....وقتی هم از داخلش درت میاریم با دست تابتو نشون میدی و گریه می کنی وقتی دوباره میبرم سمتش سریع میخندی ... خداراشاکرم که ۱۱ماه است فرشته ای رادرکنارم دارم که با حضورش دنیایم عوض شده است وزندگی ام زیباتر پس فرشته کوچکم بخند که با هر لبخندت زمین وآسمان میخنددوبا هر شادی کودکانه ات دنیای ما در عشق زیبا ی کودکیت شناور میشود یازدهمین ماه ورودت در این دنیای زیبا و دل انگیزمبارک... سلام خوشگلم دختر گلم دیروز ۱۰ ماهت تمام شده رفتی تو ۱۱ ماه ...انقدر بودن با تو خوبه که برام این ۱۰ ماه خیلی زود گذشت... مامانی جدیدا خیلی شیرین کاری انجام میدی میری تو تمام اتاق ها اگه در هم بسته باشه باز میکنی میگی کیه...خیلی کنجکاوی مامانی به همه چی کار داری اگه یکی زنگ بزنه سریع برمیگردی میگی کیه یا حتی بهت میگیم ایلین الو کن گوشیو میزاری دم گوشت میگی کیه و به زبون خودت حرف هم میزنی طلا خانم.... عسلم چند وقته که دلت میخواد بدون کمک وایسی البته فقط برای چند ثانی است بعدش کنترلت و از دست میدی مامانم خیلی با سر زمین میخوری ... نفسم صبحا که بیدار میشی و خاله ها همه رفتن مدرسه و فقط من و تو و مامان جون هستیم خونه وقتی دوروورت خلوته دستاتو از هم باز میکنی و همه جا رو میگردی میگی کو ...کو...حتی تموم اتاقارو هم میگردی میگی کو...تا اونا که مدرسه اومدن سریع میری بغلشون....خیلی نازی مامانی...تموم کارات شیرینه... مامان جون از دست تو دیگه خونه رو تمیز نمیکنه چون تو همون لحظه تو چشم مامان جون نگاه میکنی دوباره همه چیو بهم میزنی ... مامانی جدیدا از اهنگ تصویری حسنی خیلی خوشت اومده اگه برات بزاریم ۱۰ بار هم نگاه کنی سیر نمیشی و اصلا تکون نمیخوری فقط تصویرشو نگاه میکنی و با هیجان پاهاتو تکون میدی ... مامانم اعصابم خورد شده از اینکه اصلا عکسای قبلیت نشون داده نمیشه حالا من اگه وقت کردم یه روز دوباره همشو میزارم برات
این هم عکس های نفس مامان هرکی میخواد بره بیرون دخترم نگاش میکنه میگه با با(بای بای) دخترم با همه خوش اخلاقیش گاهی اوقات اخمو هم میشه وای مامانی اینو برات بگم یکی دیگه از چیزای مورد علاقت تبلیغات که اگه بزاریم از جات جم نمیخوری سلام عسلم بالاخره بعد از یه مدت تاخیر اومدم با کلی عکس و خبر ...... ایلین خانم ما دومین دندونشو روز ۱۹/۸/۱۳۹۰ دراورد.ما هم روز ۲۰ام ابان براش جشن دندونی گرفتیم کلی خوش گذشت .... این هم عکس ایلین خانمه که روز قبلش رفتیم اتلیه گرفتیم این هم ایلین خانم و انیسا حون
مامانی چند روز یش دیدم موهات حیلی بلند شده و نافرم تصمیم گرفتم خودم هنر به خرج بدم و کوتاش کنم که نتیجش هم این شده و حالا عکس های متفرقه
الان دوروزه دوست بابایی از شیراز اومده باهم رفتیم دریا که خانمی اونجا خواب بودی نشد ازت عکس بگیرم ولی تو رستورانش ازت حسابی عکس گرفتم نفسم اینجا داره شطرنج بازی میکنه از اول گیر دادی به این شطرنجه تا اخر
عکسات فعلا تمام شده حالا بریم یر شیزین کاریات مامانم...مامانی الان خیلی وقته که دلت نمی خواد زیاد بغلت کنیم دلت می خواد روزمین باشی بری خراب کاری کنی میری تو میز تلویزین هرچی که هست میریزی بیرون .مبل و میگیری بلند میشی دیگه دلت نمی خواد بشینی تمام مدت هم با خودت و به زبون خودت حرف میزنی دندونات هم که شده ۲تا الان دلت می خواد همه رو گاز بگیری ... دختر نازم الان دیگه با همه بای بای میکنه دستشو تکون میده میگه بابا(بای بای) هرکسی و هم ببینی اولین کارت اینه که باهاش دالی بازی کنی ...خیلی ناز و شیرین شدی مامانم... من که نمیتونم اصلا ازت جدا شم از بس که شیرینی... سسسسسسسلللللللللللللللللللاااااااااامممممم مامانی خبر دارم برات خبر.................. خبر خوش که خانم کوچولوی ما بزرگ شده و دندون دراورده .یه صدف کوچولوی خوشکل.قضیه از این جا شروع شده که شب چهارشنبه(۱۳۹۰.۸.۵)(۹ ماه و یک هفته بودی مامانی)همه خواب بودیم که ایلین خانم ۳ صبح یهویی شروع کرد به گریه کردن حالا اروم هم نمیشد . کس هرکاری که کرد اروم نشدی تا یک ساعت فقط گریه کردی من امتحان زبان داشتم وقتی برگشم خاله فرزانه خبر داد که ایلین خانم ما دندون دراورده هم می خوایم برات بگیریم مامانی......... سلام مامانی.الهی من قربونت برم عسلم میگی .وقتی عروسکاتو بغل میکنی شروع میکنی به حرف زدن البته با زبون خودت حسابی شیرین و دلربا شدی..........
سلام سلام دوباره اومدم که بگم از پیشرفتای جدیدت عزیزم.مامانی جدیدا سینه خیز میری و اصلا هم زمین نمیخوری. قبلا ما میگفتیم ماما بابا و تو تکرار میکردی ولی الان خودت تنها نشستی با خودت هی تکرار میکنی ماما ماما ماما بابا بابا بابا . پریروز خونه مادرجون بودیم وقتی من پیشت نبودم همش میگفتی ماما ماما . و یه چیز دیگه اینکه الان خودت دست میزنی میگی دددد که انقدر ناز میشی دلم می خواد بخورمت مامانی .ماشالله خیلی باهوشی . چند روز پیش رفته بودیم عروسک فروشی عروسک بگیریم همشونو نگاه میکردی دستتو دراز میکردی میگفتی گده گده به بده میگی گده . راستی مامانی گرسنت که میشه میگی هومه هومه.فکر کنم تو از اونایی میشی که زود حرف میان. خلاصه اینکه کلی حرف میزنی ........ اوووووووو............ اخم آیلین خانم و ببین واواییییییییی
اینجا هم دخترم رفته تولد دوستش کلاه گذاشته و عکس گرفته........ مامان قربونت بره دیشب من و خاله ها میگفتیم بابا تو لب مارو نگاه میکردی و همون شکلی میگفتی بابا خیلی خوشحال شدم مامانی کلی هم ازت فیلم گرفتیم عکس پایینی هم خانم ما با خاله هاش عکس گرفته .راست خاله فرزانه و چپ خاله فاطمه این هم تو و عمو رامینت سلام.امروز تولده مامانیه.مامانم وقت نداره بنویسه من مینویسم براش البته فعلا بابایی داره از زبون من مینویسه تا من بزرگ شم . چه لطيف است حس آغازي دوباره، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس... و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن! و چه اندازه شيرين است امروز. .. روز ميلاد... روز تو! روزي که تو آغاز شدي! تولدت مبارک عزیزم بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک پی نوشت:عزیزم تولدت مبارک انشالله سالهای سال باشی و در کنار هم با ایلین عزیزمون خوب و خوش زندگی کنیم...........................بابا بهرام سلام دختر گلم . بالاخره بعد از تاخیر چند هفته ای اومدم بنویسم برات.اول اینکه برای ۱۰ الی ۱۵ روز گردن درد شدید گرفته بودم تکون نمیتونستم بخورم بعدش هم که دوست بابا بهرام از شیراز با خوانوادش اومدن خونمون برای چند روز سرم شلوغ بود این شد که نشد خدمت برسم نانازم. مامان فدات بشه عزیزم الان چند مدته غذا خوردن و شروع کردی و با روروکت تمام اتاق و میگردی وای مامانی یه چیز دیگه دیروز بین گریه هات می گفتی ماما ماما کلی ذوق کردم خیلی لذت بخش بود.ولی بابا رو نمیتونی بگی میگی بوا کلی میخندیم.۲۷ام رفتی توی ۸ ماه ولی انقدر لحظات با وجود خانمی شیرینه که احساس میکنم زود گذشته. شیرازیا که خیلی ازت خوششون اومد طاقت نداشتن برن تا لحظه ی اخر تو بغلشون دست دست شدی به قول زن عمو فاطمه انقدر که خوش دستی اینا هم عکس های اون وقت تا حالاست که همه رو میزارم برات این عکس و موقع غذا خوردن ازت گرفتیم مامان چه با نمک شدی با پیش بند خوشگلت وای مامانی انقدر ناز ابمیوه میخوری که ادم دلش میخواد قورتت بده.بعضی وقتا نفس کم میاری اگه از دهنتم بگیریم گریه میکنی این هم با لباس عمو مهدیت این هم دی جی ایلین اینا هم عکس های که با مسافرامون رفتیم دریا گرفتیم ایلین جونم الان چند روزه خودت بدون کمک میشینی خیلی خوشحالم مامانی که روز به روز شاهد رشد و پیشرفتاتم.خیلی لذت بخشه لحظه های هستی من از تو پر شده ست ایلینم حس بودنت به من شوق زیستن بخشیده به دنیا آمدی و دنیای من شدی و بهترین صدا تپش قلب توست و بودنت تنها دلیل بودنم به جای شمع غمهایت را به آتش میکشم و هدیه ام قلبی است کوچک برای تو تورا به خدایی میسپارم که همیشه هرجا یار ویاورم بوده وهست .تورا به یگانه معبودی میسپارم که لحظه لحظه شادی ام در کنا ر تو وبهرام را از او دارم .تورا به پروردگاری میسپارم که در زندگی نا چیزم هر چه دارم وندارم .ا ز اوست .در پناه حق همیشه سالم باشی وبا شادی ات شادیهایمان را دوچندان کنی مامانی خیلی تشک بازیتو دوست داری مامانی الان چند روزه که برای چند ثانیه بدون کمک میشینی اینجا داری اب بازی میکنی به محض اینکه از اب میای بیرون لج مبکنی خریدیم وقتی اوردیم خونه نمیدونستیم کدومو بهت اول نشون بدیم.بین همه شما تولو ها رو بیشتر پسندیدی خوشم اومد.تو تاریکی روشن میکنیم برات هم موزیکاله هم عکس های مختلف رو روی سقف نمایش میده خیلی خوشت اومده مامانی... سلام خانمی.... عسلم چند روزه که خیلی وابسته شدی اگه من لباس بژوشم و بخوام برم بیرون محکم بغلم میکنی و گریه میکنی. من باشم و شما حضور منو حس کنی خیالت راحته و با همه بازی میکنی و میخندی فقط لج میکنی. مامانی سلام.چند روز پیش رفتیم خونه پدر جون و مادر جون دیدیم عمو احمدت برات استخر بازی خریده و مصمم شدن که بزارنت تو آب حالا از من اصرار و از کل اون خانواده انکار که نزارینش تو اب سرما می خوره ولی حریفشون نشدم و گذاشتنت.ولی حسابی سرما خوردی و دو روز تمام بیحال بودی و تویی که همیشه لب های خوشگلت خندون بود دیگه نمیخندیدی .خیلی گریه کردم مامانی چون اصلا طاقتشو ندارم.سریع با مامان جون بردیمت دکتر وگرنه......... خلاصه کلی باهاشون دعوا کردم دیگه به هر قیمتی شده نمیزارم این کارو تکرار کنن.چون جون من به خنده هات بستست. همنفسم .سلام همسفر کوچولوی من توی تک تک لحظه های زندگیم ایلین نازم این روزها فضای خونه پرشده از صدای قشنگت ونشونه های شیطنت هایت در گوشه گوشه خونه نمایانه .چه قدر در کنار تو آرام وشادم هر صبح با لبخند زیبایت از خواب بیدار میشوم .کودکم. خوشحالم که ماد ر شدم ولذت مادر بودن را تجربه میکنم .تمام وقتم را پر کرده ای و همدم ثانیه به ثانیه زندگی ام شده ای .به اندازه تمام آسمانها وزمین وتمام ستاره ها دوستت دارم عزیزم من اطمینان کامل دارم که من وتو پدرت روزی بر بالای بلندترین قله های خوشبختی می ایستیم واز آنجا خدا را شاکر میشویم .پس به امید آنروز... سلام عزیزم.ما دو روز پيش با بابا و مادر جون و پدر جون رفتيم تهران خونه ي عمو مهدي.خيلي خوش گذشت. بايد باهات بازي كرد دوست داشتني و خوش رفتاري هر كي و ميبيني ميخندي ميزارم. تو راه رفت تهرانیم خونه عمو جون دخترم با کلاه هندی الهی مامان فدای گریه هات بشه .خیلی ناز گریه میکنی وایییییییی مامانی چه ناز خوابیدی .دربست مخلصتم ناناز سلام دخترم باز هم معذرت می خوام که چند وقته به وبت سری نزدم درگیر امتحاناتم هستم عسلم. ۲۷ ام ۴ ماهت تموم شد و رفتی تو ۵ ماه .رفتیم واکسنت و زدیم اون لحظه خیلی گریه نکردی ولی وقتی اومدیم خونه تب کردی و خیلی گریه میکردی خوشگلم .خیلی غصه خوردم اصلا طاقت ذره ای ناراحتیتو ندارم مامانی.تا ۱ شب تو بغلم بودی راهت میبردم اگه تنهات میزاشتم گریه میکردی اولین بار بود انقدر گریه کردی ولی بلاخره۱ خوابیدی صبح وقتی بیدار شدی و سرحال به روی من خندیدی تمام خستگیم از تنم رفت.من فدای خنده هات بشم.الان هم اینجا هستی و جیغ جیغ میکنی. سلام مامانی. ببخش که چند روزه نتونستم مطلبی یزارم چون واقعا سرم شلوغه امتحاناتم شروع شده و پروژه هام هم هنوز کامل نیست سر فرصت میام کلی عکس دارم که بزارم برات عسلم مامان جونی هفته پیش عمو مهدیت رفته بود مشهد برات یه پیراهن ناز اورد .که عکسشو میزارم برات.مرسی عمو جون 



















![]()
![]()
![]()
























































کل خوانواده رو هم بیدار کردی هر
بعد از اون به زور خوابوندمت .فردا غروبش

خیلی خوشحال شدم مامانی تبریک میگم بهت عسلم......یه جشن خوشکل


جدیدا بابا میگی ماما میگی ولی بیشتر بابا
.عاشق روروکتی مامان .می خوای توش باشی و به همه جا سرک بکشی.خلاصه![]()














































میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک
تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز
از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم
به خاطر و جودت به افتخار بودن
تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی
با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی
ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس
تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن
همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس
واسه تولد تو باید دنیا رو اورد
ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد
اینا یه یادگاری توی خاطره هاته
ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد
تولدت عزیزم پراز ستاره بارون
پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون
الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون





















![]()
در تمام روز
در تمام شب
در تمام هفته
...در تمام ماه
در فضای خانه .. کوچه .. راه
در هوا .. زمین .. درخت .. سبزه .. آب
در خطوط در هم کتاب
در دیار نیلگون خواب
...
...............................................................................
![]()


.gif)
























مامانی چند روز پیش من و بابایی رفتیم خرید برات کلی اسباب بازی و موزیکال
اخه جنبه اموزشی هم داره.یه چراغ خوا گرفتیم برات مامانی که من بیشتر از همه از اون ![]()








امروز که اصلا ولم نمیکردی من هم اصلا طاقت دیدن اشکاتو ندارم ولی چه کنم مامانی.اگه
ولی اگه من نباشم
عاشقتم مامان![]()

و خدارو شکر زود خوب شدی 












مخصوصا به تو چون از وقتي برگشتيم لج كردي و همش
.از بس اونجا همه بغلت كردن و باهات بازي كردن اخه خيلي
.حالا عكساتم برات ![]()


















.gif)
.gif)



























| ananazi&sajjad |







































































































